آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان Paradise Travelling جهانگردی پارادایس با عنایت به قانون توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور و با امعان نظریه اهمیت ویژه صنعت ایرانگردی و جهانگردی در کسب درآمدهای غیرنفتی و ارتقاء سطح تفاهم بین ملتها و تحکیم مبانی وحدت ملی در کشور و ارائه شناختی اصولی از جمهوری اسلامی ایران و دستاوردهای آن به جهانیان و نقش اساسی و مهم آموزش در تحقق این اهداف و همچنین در راستای اجرای مصوبه سیصدمین جلسه شورای عالی انقلاب و ارشاد اسلامی طرح مشخصات کلی دوره کارشناسی رشته های مدیریت جهانگردی و هتلداری تهیه و تدوین گردید.
صنعت و بازار کار برای شما دانش آموزان واضح است که وجود هتل چه برای افراد داخل یک ملت و چه برای مسافرین خارجی یک اصل ضروری است و بدست آوردن درآمد از طریق مسافرت و صنعت توریسم آنقدر رونق یافته که کشور ما نیز با همه مشکلاتی که در پیش رو دارد تصمیم به ایجاد این رشته درآمدزا نموده و آنچه در این شغل اهمیت دارد هماهنگی تمامی بخش های کشور برای رونق این صنعت مهم و حیاتی است به هر حال محل اشتغال فارغ التحصیلان این رشته در مرحله اول هتل هاست و اگر شغلی در هتل ها نیافت هر مکانی که کار هتلداران را انجام می دهند محل اشتغال آنهاست.
درسهای رشته
جهانگردي چيست؟
جهانگردى واژهاى است فارسى به مفهوم ”جهانگردنده و آنکه در اقطار عالم بسيار سفر کند“. جهانگردى ظاهراً معادل سياحت (عربي) و توريسم (فرانسه) است. ”سياحت“ در عربى به معناى زياد سفر کردن است و سياح يا معادل فارسى آن، جهانگرد، کسى است که زياد سفر مىکند. اما در زبان رايج فارسي، از نظر کمّي، تفاوتى ميان جهانگردى و مسافرت يا سفر وجود دارد. يعنى اغلب فارسىزبانان جهانگردى را مترادف با زياد سفر کردن مىدانند، در حالى که واژههاى ”سفر و مسافرت“ به سفرهاى کوتاهمدت دور يا نزديک نيز مربوط مىشود. هماکنون، با وجود اينکه در زبان فارسى گفتارى و نوشتارى استفاده از واژههاى ”جهانگردى و جهانگرد“ به جاى سفر و مسافرت و مسافر مرسوم است، به کار بردن واژههاى مزبور در گفتگوى ميان مردم چندان نيست و بيشتر مردم ترجيح مىدهند واژههاى مسافرت، سفر و مسافر را به کار برند.
هرچند واژههاى سفر، مسافرت و مسافر ريشهٔ عربى دارند، اما نسبت به واژهٔ جهانگردى رايجتر هستند و بار معنائى بيشترى دارند. مفاهيم سفر عبارت هستند از:
شايد دليل اينکه سفر به معناى سپيدى صبح آمده است اين باشد که سپيدى به مفهوم روشنى و درخشانى است و در طى سفر است که بسيارى از ناشناختههاى ذهن آدمى (تارکىها، مجهولات) دربارهٔ نواحي، سرزمينها، طبيعت، مردم و ... شناخته مىشود (روشنىها، معلومات). وانگهي، سفر، نيکىها و بدىهاى نهاد آدمى را روشن مىسازد. در مقابل واژهٔ عربى تفرّج، در لغتنامهٔ دهخدا معانى زير آمده است: گشايش يافتن و از تنگى و دشوارى بيرون آمدن و خوشحالي. همچنين به نظر استاد دهخدا اين واژه به معناى زير آمده است: ”در استعمال فارسي، مجازاً به معناى سير و تماشا و خوشحالى و گشادگى خاطر تنگدلان، سير و گردش نمودن جهت گشايش خاطر، تماشا کردن“. ولى امروزه اين لفظ به گردشهاى کوتاه به منظور هواخورى اطلاق مىشود. مدتى است که به کار بردن واژهٔ ”گردشگري“ در گفتهها و نوشتهها متداول شده است، هر چند چنين واژهاى در فرهنگهاى دهخدا، معين و ... نيامده است. توريسم که واژهاى است فرانسوي، از ريشهٔ ”تور“ گرفته شده است. تور در زبان فرانسه به معانى زير آمده است: حرکت دورانى (چرخش)، عمل پيمودن، طى کردن پيرامون، سير کردن، گردش نمودن. به نظر پيرلاوس، توريسم عمل مسافرت به منظور تفنن و لذت است و توريست کسى است که براى خشنودى خود و لذت بردن مسافرت مىکند.
”بقيهٔ سپيدى روز بعد از فرو شدن آفتاب و سپيدى صبح، صلح کردن ميان دو قوم و ميانجىگري“ و ”بيرون شدن از شهر خود و به محلى ديگر رفتن؛ قطع مسافرت؛ راهى که بپيمايند از محلى به محل دور؛ توجه دل به سوى حق تعالي“. ادامه مطلب ... صفحه قبل 1 صفحه بعد ![]() ![]() |